یک قدم از تو
گردو را شکستم
تو با یک واژه ی به حق
پا شکستی!
اشکالی ندارد....بازی اشکنک دارد
برچسب:
نویسنده: حامد حکیمی
که صرفا دوز خریت را زیاد میکند!"
فعل و فاعلمو درست نوشتم....کسی چه میدونه؛ شاید یه جمله تاریخی شد!!
ولی ازینا گذشته وقتی احوالاتم کیش میشیه،
دلم میخواد برم در خونه خدا رو بزنم،
بگم یه دقه بیا دم در!
بعد دو سه تا بزنم رو شونش؛
بگم: خسته نباشی واقعا!!! خدا قوت.با این خلقتت!!!
تا حرف هم بزنه همچین بزنم...
ولش کن! صلوات بفرس!
برچسب:
نویسنده: حامد حکیمی
برچسب:
نویسنده: حامد حکیمی
دلتنگم
دلتنگ که نمیدانم!
انگار کسی باید باشد و نیست
انگار کسی سالها بوده و رفته
ولی من میدانم
که نه خانی آمده و نه خانی....
رفته!!!
برچسب:
نویسنده: حامد حکیمی
برچسب:
نویسنده: حامد حکیمی
خدا مداد نوک شیکسته شو با مداد من عوض میکنه
صب که پا میشم
مدادام نوک نداره
شیطونه میگه به روش بیارم....
برچسب:
نویسنده: حامد حکیمی